دم همه ی بچه های تیم ملی و مربی بزرگ کارلوس کیروش گرم.
Tuesday, October 11, 2011
Monday, October 10, 2011
صدای دختر حداد عادل هم در آمد
در حالیکه غلامعلی حداد عادل، به دلیل نسبت فامیلی با آیت الله خامنه ای از جمله چهره های اصلی محافظه کاری محسوب می شود که از ارتقا چهره کشور در جهان سخن میگویند، دختر ارشد او دیروز ضمن سخنانی تاکید کرد تصویر خوبی از ایران در جهان وجود ندارد.
بنا به گزارش خبرگزاری های داخلی، آزاده حداد عادل، که تا به حال نامی از وی در رسانه ها به میان نیامده بود و به عنوان "یکی از مدیران شبکه دانشمندان زن جهان اسلام" معرفی شده، در همایشی با عنوان "گردهمایی زنان بازرگان" گفته است: "در دوران تحصیلات تکمیلی دکترا در کشور ژاپن زندگی می کردم و هر ازگاهی نیز برای گذراندن دوره های تخصصی به آمریکا می رفتم و در این کشور نیز زندگی کرده ام. دوران فارغ التحصیلی من همزمان شده بود با انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری در ایران و نگاه تمام جهان به ایران و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری خیره شده بود. به خاطر دارم پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه، اساتید دانشگاه ژاپن هنگامی که متوجه شدند من قصد بازگشت به ایران را دارم آن هم در شرایط ویژه انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم، از من خواهش کردند که به کشورم باز نگردم و اظهار می کردند که قرار است در ایران زنان و مردان حتی در پیاده روهای شهرها نیز تفکیک شوند. آنها می گفتند که در ایران نمی توانی از دانش و علم خود استفاده لازم را ببری. از این اظهارنظر دوستان ژاپنی خود بسیار متعجب شدم و برای من جای سئوال بود که چرا دنیا چنین نگاهی به ایران و جامعه ایرانی دارد".
این سخنان بازتاب گسترده ای در رسانه های داخلی و سایت های مستقل داشته و توجه محافل خبری را جلب کرده است.
"آزاده حداد عادل" آنطور که در پایگاه اطلاع رسانی پدرش معرفی شده متولد سال 1354 و فارغ التحصیل دانشگاهی به نام کانازاوای ژاپن است و مدرک "دکترای نانو تکنولوژی" دارد.
او در حالی به عنوان یکی از مدیران شبکه ای موسوم به "شبکه دانشمندان زن جهان اسلام" معرفی شده که بر اساس اطلاعاتی که در پایگاه اینترنتی مطالعات بانوان منتشر شده، مادر وی، طیبه ماهرو زاده، رئیس این تشکیلات است.
خواهر کوچکتر او به نام زهرا، متولد سال 1358، همسر مجتبی خامنه ای است و برادر بزرگ او، فرید الدین حداد عادل به دلیل همکاری با سایت هایی نظیر رجانیوز و جوان آنلاین و همچنین داشتن نقش در سازماندهی لباس شخصی ها در سرکوب اعتراضات سال 88 به عنوان "آقازاده تصمیم ساز" در بین فعالان سیاسی شهرت دارد.
فرید الدین حداد عادل تا کنون در سمت های گوناگونی حضور داشته که آخرین آن معاونت دانشگاه امام صادق است.
سایت پارسینه درباره فرید حداد عادل و لقب "آقازاده تصمیم ساز" می نویسد: "اصولگرایان –تقریبا از همه طیف ها- اگر بخواهند رسانه ای داشته باشند، در سیاهه کسانی که به سراغشان می روند یا فهرست کسانی که او را برای «شورای سیاست گذاری» زیر سر می گذارند، حتما یک نام وجود دارد: فرید الدین حدادعادل. نگاهی به لیست مشاغل مطبوعاتی و رسانه ای فریدالدین حدادعادل این ادعا را اثبات می کند: عضو شورای سیاستگذاری خبرگزاری مهر، عضو شورای سیاستگذاری هفته نامه همشهری جوان، عضو شورای سیاستگذاری نشریه مثلث، عضو شورای سیاست گذاری نشریه پنجره و... عضو شورای بسیج رسانه نیز پست جدید او در کنار حسین شریعتمداری است".
این سایت می افزاید: "اصولگرایان و البته سیاسیون با سابقه به خوبی با جایگاه و شان غلامعلی حدادعادل در نظام آشنایی دارند، غلامعلی حدادعادل در طول سی سال گذشته اثبات کرده است که جایگاهش حتی در شدیدترین طوفان های سیاسی هیچ گاه دستخوش تغییرات تاس لغزان سیاست روز نمی شود و این برای سیاسیون یک عبرت و یک سرمایه است، بی گمان ارتباط با غلامعلی حدادعادل برای یک واحد سیاسی –رسانه ای تضمین های محکمی به همراه می آورد که غیرقابل انکار است... فریدالدین عملا دیپلمات و سفیر آکردویته پدر در اردوگاه رسانه ای و سیاسی اصولگرایان است، فرید به خوبی از پدر پیوستگی و پوشش فرهنگ و سیاست را آموخته است و به همین دلیل هم هست که مدیریت مدرسه «فرهنگ»- که پدر پایه گذاری کرده است- و معاون آموزشی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه امام صادق را هم برعهده دارد و بی ربط نیست اگر بگوییم فریدالدین حدادعادل، آقازاده ای است که کم کم آقا می شود".
اینک نام دختر ارشد حداد هم مطرح شده اما در هر حال در میان فرزندان غلامعلی، کماکان این فریدالدین حداد عادل است که علاوه بر برخورداری از مزایای آقازادگی، گاهی به دلیل اظهار نظرهای سیاسی اش از جمله پیش بینی جنگ و... خبر سازترین فرزند محسوب می شود، مگر آنکه خواهر او که دیروز از چهره رسانه ای اش رو نمایی شد، گوی سبقت را از وی برباید.
بنا به گزارش خبرگزاری های داخلی، آزاده حداد عادل، که تا به حال نامی از وی در رسانه ها به میان نیامده بود و به عنوان "یکی از مدیران شبکه دانشمندان زن جهان اسلام" معرفی شده، در همایشی با عنوان "گردهمایی زنان بازرگان" گفته است: "در دوران تحصیلات تکمیلی دکترا در کشور ژاپن زندگی می کردم و هر ازگاهی نیز برای گذراندن دوره های تخصصی به آمریکا می رفتم و در این کشور نیز زندگی کرده ام. دوران فارغ التحصیلی من همزمان شده بود با انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری در ایران و نگاه تمام جهان به ایران و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری خیره شده بود. به خاطر دارم پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه، اساتید دانشگاه ژاپن هنگامی که متوجه شدند من قصد بازگشت به ایران را دارم آن هم در شرایط ویژه انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم، از من خواهش کردند که به کشورم باز نگردم و اظهار می کردند که قرار است در ایران زنان و مردان حتی در پیاده روهای شهرها نیز تفکیک شوند. آنها می گفتند که در ایران نمی توانی از دانش و علم خود استفاده لازم را ببری. از این اظهارنظر دوستان ژاپنی خود بسیار متعجب شدم و برای من جای سئوال بود که چرا دنیا چنین نگاهی به ایران و جامعه ایرانی دارد".
این سخنان بازتاب گسترده ای در رسانه های داخلی و سایت های مستقل داشته و توجه محافل خبری را جلب کرده است.
"آزاده حداد عادل" آنطور که در پایگاه اطلاع رسانی پدرش معرفی شده متولد سال 1354 و فارغ التحصیل دانشگاهی به نام کانازاوای ژاپن است و مدرک "دکترای نانو تکنولوژی" دارد.
او در حالی به عنوان یکی از مدیران شبکه ای موسوم به "شبکه دانشمندان زن جهان اسلام" معرفی شده که بر اساس اطلاعاتی که در پایگاه اینترنتی مطالعات بانوان منتشر شده، مادر وی، طیبه ماهرو زاده، رئیس این تشکیلات است.
خواهر کوچکتر او به نام زهرا، متولد سال 1358، همسر مجتبی خامنه ای است و برادر بزرگ او، فرید الدین حداد عادل به دلیل همکاری با سایت هایی نظیر رجانیوز و جوان آنلاین و همچنین داشتن نقش در سازماندهی لباس شخصی ها در سرکوب اعتراضات سال 88 به عنوان "آقازاده تصمیم ساز" در بین فعالان سیاسی شهرت دارد.
فرید الدین حداد عادل تا کنون در سمت های گوناگونی حضور داشته که آخرین آن معاونت دانشگاه امام صادق است.
سایت پارسینه درباره فرید حداد عادل و لقب "آقازاده تصمیم ساز" می نویسد: "اصولگرایان –تقریبا از همه طیف ها- اگر بخواهند رسانه ای داشته باشند، در سیاهه کسانی که به سراغشان می روند یا فهرست کسانی که او را برای «شورای سیاست گذاری» زیر سر می گذارند، حتما یک نام وجود دارد: فرید الدین حدادعادل. نگاهی به لیست مشاغل مطبوعاتی و رسانه ای فریدالدین حدادعادل این ادعا را اثبات می کند: عضو شورای سیاستگذاری خبرگزاری مهر، عضو شورای سیاستگذاری هفته نامه همشهری جوان، عضو شورای سیاستگذاری نشریه مثلث، عضو شورای سیاست گذاری نشریه پنجره و... عضو شورای بسیج رسانه نیز پست جدید او در کنار حسین شریعتمداری است".
این سایت می افزاید: "اصولگرایان و البته سیاسیون با سابقه به خوبی با جایگاه و شان غلامعلی حدادعادل در نظام آشنایی دارند، غلامعلی حدادعادل در طول سی سال گذشته اثبات کرده است که جایگاهش حتی در شدیدترین طوفان های سیاسی هیچ گاه دستخوش تغییرات تاس لغزان سیاست روز نمی شود و این برای سیاسیون یک عبرت و یک سرمایه است، بی گمان ارتباط با غلامعلی حدادعادل برای یک واحد سیاسی –رسانه ای تضمین های محکمی به همراه می آورد که غیرقابل انکار است... فریدالدین عملا دیپلمات و سفیر آکردویته پدر در اردوگاه رسانه ای و سیاسی اصولگرایان است، فرید به خوبی از پدر پیوستگی و پوشش فرهنگ و سیاست را آموخته است و به همین دلیل هم هست که مدیریت مدرسه «فرهنگ»- که پدر پایه گذاری کرده است- و معاون آموزشی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه امام صادق را هم برعهده دارد و بی ربط نیست اگر بگوییم فریدالدین حدادعادل، آقازاده ای است که کم کم آقا می شود".
اینک نام دختر ارشد حداد هم مطرح شده اما در هر حال در میان فرزندان غلامعلی، کماکان این فریدالدین حداد عادل است که علاوه بر برخورداری از مزایای آقازادگی، گاهی به دلیل اظهار نظرهای سیاسی اش از جمله پیش بینی جنگ و... خبر سازترین فرزند محسوب می شود، مگر آنکه خواهر او که دیروز از چهره رسانه ای اش رو نمایی شد، گوی سبقت را از وی برباید.
Sunday, October 9, 2011
تصویر جنتی در حال مشاوره به هیتلر
قربان یک حمله ددماشی ددماشالاه ددمیشیانه ددموشیانه ................
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خفه شو احمد بذار فکرکنم
Thursday, October 6, 2011
خروس شیعه است یا سنی ؟!
خروس شیعه است یا سنی ؟!
ازحاج آقايي پرسیدند خروس شیعه است یا سنی؟
گفت چون روزي 5 باراذان میدهد سنی است
ولی به استناد اينكه هر ساعت یكی را صیغه می كند شیعه است
Sunday, October 2, 2011
Saturday, October 1, 2011
Friday, September 30, 2011
کشک ، عامل خودکفایی و پیشرفت ایران
یک مجری برنامه ی سیاسی تلویزیون جمهوری اسلامی گفت:
« از دید مردم ایران تحریم ها کشک است و از طرفی عامل خودکفایی و پیشرفت ایران» !!
Wednesday, September 28, 2011
Tuesday, September 27, 2011
Monday, September 26, 2011
آقای داعی منظورتان از دیگر گرایشات سیاسی مجاهدیدن خلقی است که دستشان به خون هزاران ایرانی آلوده است؟
آقای داعی شما در آخرین مقاله تان با اشاره به عدم حضور سبزها در تجمع مقابل سازمان ملل، رهبران جنبش سبز را به سهم خواهی قدرت در رژیم جمهوری اسلامی ایران متهم کرده اید. شما معتقدید که گفتمان تغییر رژیم تنها متعلق به گرایشات سیاسی است که منفعت خود را در تائید جنبش سبز نمی بینند و جنبش سبز را به تضعیف این گفتمان متهم می کنید. سوال من از شما این است: این گرایشات سیاسی که شما از آنها دفاع می کنید چه کارنامه ای دارند؟ آیا پایبندی شان به دموکراسی از حد شعار فراتر رفته است؟ منظورتان از دیگر گرایشات سیاسی مجاهدیدن خلقی است که دستشان به خون هزاران ایرانی آلوده است و برای رسیدن به قدرت حتی حاضر شدند با صدام همکاری کنند؟ یا سلطنت طلبانی که اصالت را به سلطنت می دهند و به شخصیت هایی که خود نماد دیکتاتوری در این کشور محسوب می شوند افتخار می کنند؟
آیا به نظرتان منسوب کردن گفتمان تغییر رژیم تنها به گروه هایی اینچنین با قصدی غیر از فریب افکار عمومی انجام می شود؟
شما معتقدید که جوانانی که در قالب جنبش سبز فعالیت می کنند، به یک سری رهبران خیالی دل خوش کرده اند. به نظر می رسد که شما نه جنبش سبز را می شناسید و نه به پتانسیل فکری جوانان ایرانی واقفید. جوانان سبز ایرانی خیلی راحت می توانند شما و امثال شما را که سعی در منحرف کردن افکار عمومی و حذف مخالفان دارند خوب بشناسند. شیوه ی شما در رفتار سیاسی بسیار شبیه به شیوه ی جمهوری اسلامی و قلم به دستانش است.
Monday, September 19, 2011
برداشت روزانه از یک لایه نفتی مشترک؛ قطر ۵۰۰ هزار بشکه - ایران صفر
با گذشت نزدیک به هفت سال از امضای قرارداد طرح توسعه لایه نفتی پارس جنوبی نه تنها تولید نفت از این میدان مشترک نفتی در خلیج فارس توسط ایران آغاز نشده بلکه پیشرفت اجرایی این پروژه به نیمه هم نرسیده است.
هم اکنون با وجود صفر ماندن سهم ایران در برداشت نفت از این حوزه مشترک هیدروکربوری، شریک قطری همچون فازهای گازی پارس جنوبی در این میدان نفتی هم برداشت قابل توجه نفت خام داشته است.
آمارهای رسمی نشان می دهد که در شرایط فعلی قطر در نیمه مشترک لایه نفتی پارس جنوبی (میدان الشاهین) به طور متوسط روزانه 450 هزار بشکه نفت خام استخراج می کند و پیش بینی می شود تا سال آینده میلادی با تکمیل برخی از مراحل توسعهای، برداشت این همسایه از لایه های نفتی پارس جنوبی به بیش از 500 هزار بشکه در روز افزایش یابد.
تاکنون توسعه این میدان مشترک نفتی ایران با تاخیرهای متعددی روبرو بوده است و در آخرین اعلام رسمی توسط شرکت نفت و گاز پارس قرار بود استخراج نفت تا تابستان سال 1389 آغاز شود، با این وجود هم اکنون توسعه این میدان دریایی با بیشترین تاخیر ممکن همراه است.
هدف از اجرای این طرح تولید روزانه 35 هزار بشکه نفت خام از ناحیه "A " میدان در فاز نخست و با حفاری هفت حلقه چاه، طراحی، ساخت و نصب سکوی سر چاهی و اجاره و یا خرید شناور چند منظوره FPSO بوده است.
در سه سال گذشته شرکت نفت و گاز پارس با مطرح کردن این موضوع که لایه نفتی پارس جنوبی با کشور قطر مشترک نیست تاحدودی توسعه این میدان مشترک نفتی را از اولویت خود خارج کرد که در نهایت با محرز شدن مشترک بودن بخش عمده ای از این میدان، توسعه آن بار دیگر در اولویت قرار گرفت.
پس از امضای قرارداد توسعه 35 ماهه میدان گازی پارس جنوبی، توسعه لایه نفتی این میدان مشترک همواره در سایه قرار گرفته است به طوریکه مسئولان وزارت نفت همواره توسعه بخش گازی را بر بخش نفتی ترجیح داده اند.
کارشناسان اقتصادی معتقدند در صورت ادامه تاخیرها در توسعه و استخراج نفت از لایه مشترک نفتی پارس جنوبی و با توجه به برداشت گسترده طرف قطری امکان دوفازه شدن میدان در سمت ایران و مهاجرت نفت به سمت قطر دور از انتظار نیست.
این درحالی است که پیشتر سایت خبری وزارت نفت اعلام کرده بود: پیش بینی می شود با توجه به شرایط مخزن لایه نفتی پارس جنوبی، تولید روزانه 35 هزار بشکه ای نفت برای مدت 6 ماه تحقق یابد و سپس تولید با شیب کاهشی تا 15 سال ادامه داشته باشد به طوریکه در سالهای پایانی تولید از لایه نفتی به روزانه 5 هزار بشکه کاهش یابد.
شرکت نفت: توقف توسعه لایه نفتی پارس جنوبی صحت ندارددر ماههای گذشته به دلیل عدم تامین مناسب منابع مالی، پیشرفت طرح توسعه لایههای مشترک نفتی پارس جنوبی با بیشترین میزان تاخیر همراه بوده است.
عبدالمحمد دلپریش مدیر برنامه ریزی شرکت ملی نفت ایران در گفتگو با مهر با تاکید بر اینکه طرح توسعه لایه نفتی پارس جنوبی متوقف نشده است، گفت: تاکنون برای توسعه این میدان 10 حفره در خلیج فارس حفاری شده است که به زودی با استقرار یک دستگاه دکل دریایی، تکمیل این حفرهها تا مخزن نفتی آغاز میشود.
این عضو هیئت مدیره شرکت ملی نفت همچنین از طراحی و ساخت تاپ ساید و پایه سکوی لایه نفتی پارس جنوبی خبر داد و افزود: با تکمیل ساخت، نصب و راه اندازی این سازههای دریایی امکان تکمیل حفاری 10 حفره این میدان مشترک در خلیج فارس فراهم می شود.
وی با اشاره به سفارش ساخت یک فروند کشتی اف.پی.اس.او (شناور فرآوری، تولید، ذخیره و تخلیه نفت)، تصریح کرد: سازنده خارجی قرار است تا 2 سال آینده این کشتی را به شرکت ملی نفت ایران تحویل دهد.
این مقام مسئول تکمیل مراحل توسعه فاز اول لایه نفتی پارس جنوبی را در گروی ساخت و تحویل کشتی چند منظوره اف.پی.اس.او عنوان کرد و یادآور شد: بر این اساس تا 2 سال آینده امکان استخراج نفت از این میدان مشترک فراهم نیست.
در حال حاضر نصب و راه اندازی جکت (پایه سکو) لایه نفتی پارس جنوبی در خلیج فارس به پایان رسیده است و پیش بینی می شود در سالجاری عملیات تکمیل مراحل حفاری دریایی این میدان به پایان برسد.
قرارداد توسعه لایه نفتی میدان گازی پارس جنوبی میان شرکت ملی نفت ایران و شرکت توسعه پترو ایران به عنوان پیمانکار در اسفند 1383و به مبلغ 255 میلیون دلار امضا شده بود.
میدان نفتی پارس جنوبی در فاصله تقریبی 105 کیلومتری جنوب بندر عسلویه در خلیج فارس در مجاورت مرز مشترک آبی ایران و قطر قرار دارد.
هم اکنون با وجود صفر ماندن سهم ایران در برداشت نفت از این حوزه مشترک هیدروکربوری، شریک قطری همچون فازهای گازی پارس جنوبی در این میدان نفتی هم برداشت قابل توجه نفت خام داشته است.
آمارهای رسمی نشان می دهد که در شرایط فعلی قطر در نیمه مشترک لایه نفتی پارس جنوبی (میدان الشاهین) به طور متوسط روزانه 450 هزار بشکه نفت خام استخراج می کند و پیش بینی می شود تا سال آینده میلادی با تکمیل برخی از مراحل توسعهای، برداشت این همسایه از لایه های نفتی پارس جنوبی به بیش از 500 هزار بشکه در روز افزایش یابد.
تاکنون توسعه این میدان مشترک نفتی ایران با تاخیرهای متعددی روبرو بوده است و در آخرین اعلام رسمی توسط شرکت نفت و گاز پارس قرار بود استخراج نفت تا تابستان سال 1389 آغاز شود، با این وجود هم اکنون توسعه این میدان دریایی با بیشترین تاخیر ممکن همراه است.
هدف از اجرای این طرح تولید روزانه 35 هزار بشکه نفت خام از ناحیه "A " میدان در فاز نخست و با حفاری هفت حلقه چاه، طراحی، ساخت و نصب سکوی سر چاهی و اجاره و یا خرید شناور چند منظوره FPSO بوده است.
در سه سال گذشته شرکت نفت و گاز پارس با مطرح کردن این موضوع که لایه نفتی پارس جنوبی با کشور قطر مشترک نیست تاحدودی توسعه این میدان مشترک نفتی را از اولویت خود خارج کرد که در نهایت با محرز شدن مشترک بودن بخش عمده ای از این میدان، توسعه آن بار دیگر در اولویت قرار گرفت.
پس از امضای قرارداد توسعه 35 ماهه میدان گازی پارس جنوبی، توسعه لایه نفتی این میدان مشترک همواره در سایه قرار گرفته است به طوریکه مسئولان وزارت نفت همواره توسعه بخش گازی را بر بخش نفتی ترجیح داده اند.
کارشناسان اقتصادی معتقدند در صورت ادامه تاخیرها در توسعه و استخراج نفت از لایه مشترک نفتی پارس جنوبی و با توجه به برداشت گسترده طرف قطری امکان دوفازه شدن میدان در سمت ایران و مهاجرت نفت به سمت قطر دور از انتظار نیست.
این درحالی است که پیشتر سایت خبری وزارت نفت اعلام کرده بود: پیش بینی می شود با توجه به شرایط مخزن لایه نفتی پارس جنوبی، تولید روزانه 35 هزار بشکه ای نفت برای مدت 6 ماه تحقق یابد و سپس تولید با شیب کاهشی تا 15 سال ادامه داشته باشد به طوریکه در سالهای پایانی تولید از لایه نفتی به روزانه 5 هزار بشکه کاهش یابد.
شرکت نفت: توقف توسعه لایه نفتی پارس جنوبی صحت ندارددر ماههای گذشته به دلیل عدم تامین مناسب منابع مالی، پیشرفت طرح توسعه لایههای مشترک نفتی پارس جنوبی با بیشترین میزان تاخیر همراه بوده است.
عبدالمحمد دلپریش مدیر برنامه ریزی شرکت ملی نفت ایران در گفتگو با مهر با تاکید بر اینکه طرح توسعه لایه نفتی پارس جنوبی متوقف نشده است، گفت: تاکنون برای توسعه این میدان 10 حفره در خلیج فارس حفاری شده است که به زودی با استقرار یک دستگاه دکل دریایی، تکمیل این حفرهها تا مخزن نفتی آغاز میشود.
این عضو هیئت مدیره شرکت ملی نفت همچنین از طراحی و ساخت تاپ ساید و پایه سکوی لایه نفتی پارس جنوبی خبر داد و افزود: با تکمیل ساخت، نصب و راه اندازی این سازههای دریایی امکان تکمیل حفاری 10 حفره این میدان مشترک در خلیج فارس فراهم می شود.
وی با اشاره به سفارش ساخت یک فروند کشتی اف.پی.اس.او (شناور فرآوری، تولید، ذخیره و تخلیه نفت)، تصریح کرد: سازنده خارجی قرار است تا 2 سال آینده این کشتی را به شرکت ملی نفت ایران تحویل دهد.
این مقام مسئول تکمیل مراحل توسعه فاز اول لایه نفتی پارس جنوبی را در گروی ساخت و تحویل کشتی چند منظوره اف.پی.اس.او عنوان کرد و یادآور شد: بر این اساس تا 2 سال آینده امکان استخراج نفت از این میدان مشترک فراهم نیست.
در حال حاضر نصب و راه اندازی جکت (پایه سکو) لایه نفتی پارس جنوبی در خلیج فارس به پایان رسیده است و پیش بینی می شود در سالجاری عملیات تکمیل مراحل حفاری دریایی این میدان به پایان برسد.
قرارداد توسعه لایه نفتی میدان گازی پارس جنوبی میان شرکت ملی نفت ایران و شرکت توسعه پترو ایران به عنوان پیمانکار در اسفند 1383و به مبلغ 255 میلیون دلار امضا شده بود.
میدان نفتی پارس جنوبی در فاصله تقریبی 105 کیلومتری جنوب بندر عسلویه در خلیج فارس در مجاورت مرز مشترک آبی ایران و قطر قرار دارد.
Tuesday, June 28, 2011
آقای پهلوی حکومت ایران می توانست پادشاهی مشروطه باشد، اگر پدر شما علیه خواست ملت کودتا نمی کرد
آقای پهلوی در مصاحبه هایشان اشاره به کشور هایی چون ژاپن می کنند که نظام آنها پادشاهیست و در عین حال دموکراتیک هستند. این اتفاق می توانست برای ایران نیز رخ دهد، و این چیزی بود که مرحوم دکتر مصدق در پی آن بود. تردیدی نیست که دخالت شاه در کودتای 28 مرداد یک خیانت به حساب می آید، که ریشه ی اصلی وقوع انقلاب 57 در همین خیانت نهفته است. محمدرضا شاه وقتی از اشتباه خود آگاه شد که دیگر کار از کار گذشته بود و دست به دامان بختیار شدن هم کاری از پیش نمی برد. شاید اگر قدرت طلبی محمدرضا شاه نبود امروز کشور ما در جایگاهی بسیار بالا در همه ی عرصه های فرهنگی و اقتصادی قرار داشت. اما کاش آقای رضا پهلوی نیز به صورت واضح به این اشتباهات پدرشان اعتراف کنند و او را دلسوز مردم ایران قلمداد نکنند
Sunday, February 13, 2011
اگر بتوانیم خود را به میدان آزادی برسانیم، روز شمارمان را برای رسیدن به آزادی واقعی به کار انداخته ایم.
در برنامه ی جمعه شب تفسیر خبر صدای آمریکا، محسن سازگارا از راهکاری برای نحوه ی اعتراضات روز 25 بهمن سخن گفت. راهکاری که به نظر من و با توجه به تجربیاتی که در اعتراضات گذشته داشته ایم به نفع حاکمیت خواهد بود. درست مثل ایده ی اسب تراوا که در روز 22 بهمن سال گذشته دیدیم چگونه کاملاً به نفع نظام تمام شد. آنچه که حاکمیت در همه ی اعتراضات مردمی سعی در انجام آن داشته متفرق کردن مردم بوده است و متاسفانه سخنان آقای سازگارا کمک بیشتری به حاکمیت خواهد کرد. تمام تلاش ما در روز 25 بهمن باید تشکیل هسته ی اولیه ی راهپیمایی و حرکت از سوی میدان امام حسین به سمت میدان آزادی باشد. هدف رسیدن به میدان آزادی است و اگر بتوانیم خود را به میدان آزادی برسانیم تازه نیمی از راه را پیموده ایم. به طوریکه روز شمارمان را برای رسیدن به آزادی واقعی به کار انداخته ایم. قدم بعدی حفظ میدان آزادی و در اختیار داشتن آن تا روز بعد است و بی شک در صورت عملی شدن این ایده هر روز به خیل جمعیت اضافه خواهد شد.
Sunday, February 6, 2011
این بار که به خیابان ها بیائیم، دیگر نمی گریزیم.
این بار که به خیابان ها بیاییم دیگر نمی گریزیم/ سینه هایمان سپری است در جلوی گلوله های تو/ این بار این تو هستی که باید بگریزی/ این بار که به خیابان ها بیاییم فرار نمی کنیم، فراریت می دهیم/ تو را از سوراخی که در آن خزیده ای به جایی که برای روز مبادای خود در نظر گرفته ای/ این بار که به خیابان ها بیاییم روز مبادای توست/ ملتی که آنها را با کلام خود احمق می انگاشتی، اوج حماقت تو را به رخت می کشند.
Friday, February 4, 2011
دموکراسی خواه های مذهبی، بزرگترین خطر برای جمهوری اسلامی
رژیم استبدادی جمهوری اسلامی ایران برای مشروعیت بخشیدن به خویش از حربه های مختلفی استفاده می کند. یکی از مهمترین و اساسی ترین این حربه ها برچسب زدن به مخالفین و تخریب شخصیت آنها نزد افکار عمومی است. شاید اگر امروز جمهوری اسلامی اندک موافقین راستینی داشته باشد، آنها کسانی هستند که هنوز به رسانه ی حکومتی رژیم اعتماد دارند و هنوز خلل جدی در اعتماد آنها به گفته های رژیم پدید نیامده است. در راستای این هدف که حکومت اینچنین حامیانی را ازدست ندهد برچسب هایی چون "سکولار"، "لیبرال"، "اسلام ستیز"، "خارج نشین"، "منافق"، "لائیک"، "کمونیست"، "عامل صهیونیست"، "عامل آمریکا" و ... به کار گرفته شده است.
اما عجز رژیم در برخورد با مخالفانی است که به راحتی نمی توان این گونه انگ ها را به آنها چسباند. یعنی نیروهای دموکراسی خواه مذهبی. اگر به رفتارهایی که در زندان ها در مقابل زندانیان سیاسی صورت می گیرد دقت کنیم، خواهیم دید که خشن ترین و وحشیانه ترین برخورد ها با مخالفین مذهبی رژیم که طرفدار دموکراسی و حقوق بشر هستند انجام می شود.
حکومتی که برای باقی ماندن خود به ریسمان مذهب چنگ زده است، وقتی از دیدگاه مذهبی زیر سوال برود دیگر راهی برای مشروعیت بخشید به خود ندارد.
Tuesday, February 1, 2011
ارتباط شخصیت زشت پارازیت 40 و تیتر مقاله ی یامین پور: "آيا جریان سبز يك جنبش جنسي بود؟
وقتی یکی شما رو زیر سوال میبره چه راهی رو انتخاب می کنید. جواب " از نوع احمدی نژادی" به این سوال اینه که :" ما هم اونو زیر سوال می بریم" مثل بچه های پر رو که در جواب فحش میگن: "خودتی، خودتی، خودتی" و بعد زبونشونو در میارن. البته این ادبیاتی که احمدی نژاد چند سال پیش برای دیپلماسی خودش انتخاب کرد به سرعت در بین طرفداران حکومت طرفدار پیدا کرد و از اونجایی که با ارضای عقده های دوران کودکی این موجودات سازگار بود، این نوع بیان رو برای دفاع از خودشون انتخاب کردند. وقتی جامعه ی بین الملل ایران رو به خاطر نقض حقوق بشر محکوم می کنه، احمدی نژاد از نقض حقوق بشر در آمریکا و کانادا حرف می زنه. وقتی به خاطر معضل بیکاری زیر سوال میرن باز از بیکارها توی آمریکا حرف میزنن. گرونی همین طور، سرکوب مخالفان همین طور و .... . تنها فایده ای که این راهکار داره اینه که فقط دلشونو خنک می کنه وگرنه مثل تف سر بالا میمونه و باز باعث زیر سوال رفتن خودشون میشه. وقتی این تیتر رو امروز توی رجا نیوز دیدم مطمئن شدم که نویسنده ی اون حتماً برنامه ی این هفته ی پارازیت رو دیده و باز سعی کرده از نوع گفتمان احمدی نژادی برای خنک کردن دل خودش استفاده کنه
Sunday, January 30, 2011
Friday, January 28, 2011
آخرین اظهارات خرس بزرگ از تریبون نماز جمعه: حوادث امروز جهان عرب پس لرزه های انقلاب اسلامی است
بعد از این که جایزه ی نوبل فیزیک رو به خاطر منفجر کردن نور به خمینی دادند ("انقلاب ما انفجار نو بود") حالا باید یه جایزه هم به این متخصص بزرگ لرزه شناسی داد. پس لرزه های زلزله ی 32 سال پیش، امروز اومده. اونوقت پس لرزه های حوادث بعد انتخابات کی میاد؟ حتماً 31 سال دیگه
Wednesday, January 26, 2011
سری 13 قهوه تلخ، شما روشنفکرا همتون عینهو همدیگه این. فکر می کنین رعیت هیچی حالیش نی
داشتم سری 13 قهوه تلخ رو می دیدیم. اگه شما هم دیدید، حتماً شاهد این دیالوگ بودید :
مرشد: پسر جون تو چرا اینقدر عشق درباری؟ خوب بیا قاطی رعیت.
مستشار: بابا جون شما چرا متوجه نیستین من باید برم تو مرکز قدرت قرار بگیرم بتونم جلوی حمله ی آقا محمد خان رو بگیرم.
مرشد: شما روشن فکرا همتون عینهو همدیگه این. فکر می کنین رعیت هیچی حالیش نی. در حالی که ما خوب حالیمونه، خوب.
حالا سوال اینه، توی جامعه ای که هر رعیتی خودشو متفکرتر و روشنفکرتر از هر رعیت و روشنفکری میبینه، و عقیده داره که بقیه هیچی حالیشون نیست و لیاقتشون همونه که داره سرشون میاد، کی دقیقاً چی حالیشه؟
Monday, January 24, 2011
همسر جعفر کاظمی: برای ملاقات به زندان رفتيم، گفتند اعدام شده است
صبح دوشنبه اعلام شد که «جعفر کاظمی» و «محمد علی حاج آقايی»، دو زندانی سياسی در اوين اعدام شده اند. هر دوی اين زندانيان، متهم به ارتباط با سازمان مجاهدين خلق بودند. آن گونه که «رودابه اکبری»، همسر جعفر کاظمی به راديو فردا می گويد، فعاليت سياسی آقای کاظمی، منحصر به تهيه عکس و فيلم از ناآرامی های پس از انتخابات رياست جمهوری سال گذشته بود. او سپس عکس ها و فيلم ها را به آقای حاج آقايی، ديگر زندانی اعدام شده می داد تا برای سازمان مجاهدين ارسال کند.
رودابه اکبری می گويد روز دوشنبه درحالی که برای ملاقات با همسرش به اوين رفته بود، باخبر شد که او و هم پرونده اش، محمد علی حاج آقايی را به چوبه دار سپرده اند.
رودابه اکبری: من به اتفاق برادرم همسرم روز دوشنبه برای ملاقات رفته بوديم. ساعت هشت صبح کارت هم نوشتيم. ولی نيم ساعت بعد به ما گفتند که در تلويزيون امروز اعلام شده که آقای جعفر کاظمی و آقايی را صبح همين روز اعدام کرده اند.
در مورد اجرای حکم نه به خانواده ما چيزی اعلام شده بود و نه به وکيل پرونده گفته بودند. نمی دانم چه ساعتی اين کار را انجام داده اند؟ در اين مورد هم اطلاعی ندارم.
يعنی از پيش هم به شما در اين مورد هيچ اطلاعی نداده بودند؟
نه خير.
وکيل پرونده آقای کاظمی تا پيش از اجرای حکم، اقدامی در مورد پرونده و يا توقف حکم اعدام انجام داده بودند؟
بله. چقدر ايشان زحمت کشيده بودند تا بتوانيم مرحله ديوان را پشت سر بگذاريم. وقتی حکم رای را گرفتيم خيلی خوشبين شديم و گفتيم که شايد در مرحله ديوان، قضات با همديگر شور کنند و به تصميم گيری جديدی برسند. شايد به اين نتيجه برسند که رای صادر شده اشتباه بوده است.
ولی متاسفانه در بدترين شعبه ديوان که همان شعبه ۳۱ است، قاضی سليمی حکم را تاييد کردند. اين حکم روز ششم مرداد ماه گذشته برای آخرين بار تاييد شد.
شما انتظار داشتيد که چنين اتفاقی بيافتد؟ يا اينکه احتمال ديگری می داديد؟
من از کسان ديگری که در داخل خود زندان بودند شنيدم که گفتند روز سه شنبه هفته گذشته همسرم را ساعت ۲ بعد از ظهر به بند ۲۰۹ منتقل کرده بودند و در آنجا از او می خواهند که مصاحبه کند.
اما بازجو می گويد که چه مصاحبه بکنی و چه نکنی، در هر صورت حکم اعدام تو اجرا خواهد شد. بعد هم او را به بخش اجرای احکام منتقل می کنند و داخل اجرای احکام او را تا آستانه اجرای حکم هم می برند. البته نمی دانم آيا او را بالای چوبه دار برده بودند يا خير؟ فقط تا پايين چوبه دار برده بودند؟ نمی دانم.
اما اين جور که معلوم بوده، قضيه جدی بوده است. اما دوباره او را به داخل بند بازمی گردانند.
يعنی يک بار ايشان را سه شنبه پيش تا مرحله اجرای حکم اعدام برده و برگردانده بودند؟
بله.
نگفتند که علتش چه بوده است؟
خير . من اطلاعی ندارم. چون من که در اين فاصله ايشان را نديدم.
آخرين باری که شما آقای کاظمی را ديديد کی بود؟
شنبه هفته گذشته.
وقتی با ايشان صحبت کرديد خود ايشان در مورد حکمی که برايشان صادر شده بود، چه می گفتند؟
می گفتند که اين مسائل را به کسی اطلاع نمی دهند. ابلاغ نمی کنند. مثلا
آقای سيادت که شب قبل از اجرای حکم او را به بند ۲۰۹ منتقل کرده بودند و صبح فردای آن روز حکمش را اجرا کردند.
همسرم معتقد بود که صدور اين حکم، سياسی است. او معتقد بود که با توجه به فشارهايی که در سال های اخير به رژيم وارد شده، و از آن جايی که دستشان به بچه های ساکن در کمپ اشرف نمی رسد، فشارشان را روی خانواده های زندانی و گروگان گرفته شده در ايران خالی می کنند، يعنی در واقع به يک شکلی دق دلی خود را سر آنها خالی می کنند.
اين در حالی است که حتی خود دستگاه قضايی هم بر اين باور بودند که کاری که آقای کاظمی کرده فقط تبليغ عليه نظام بوده است.
شما که همسر ايشان بوديد و از نزديک شاهد فعاليت هايشان بوده ايد ممکن است توضيح دهيد که آقای کاظمی چه فعاليت های خاصی انجام می دادند که مستحق اعدام شناخته شدند؟
همسر من تا روز آخر و تا زمان بازداشتشان داشتند زندگی عادی خود را می کردند. فقط ما يک خط تلفن داشتيم که هراز چندگاهی با آن شماره، با پسرمان حرف می زديم. من فکر می کنم اين حداقل حق من برای شنيدن صدای فرزندم بود. تنها مدرکی که از ما گرفتند همين شماره تلفن بود.
اما به فيلم و عکس و مدارکی از اين قبيل هم اشاره شده است؟
خود آقای کاظمی در بازجويی هايشان گفته اند که مثل همه افرادی که از تجمعات مردم فيلمبرداری و عکسبرداری می کردند، از اين مراسم عکس و فيلم گرفته اند. مثلاچند تا از عکس های مسعود رجوی را به ديوار نصب کرده و فيلمبرداری کرده اند و بعد هم آن را به عراق می فرستاده اند.
البته اين را خودشان هم نمی فرستادند . طبق متن بازجويی ها و اعترافاتشان، همه اينها را که آقای کاظمی تهيه می کرده اند، می داده اند به آقای حاج آقايی و ايشان ارسال می کرده اند.
يعنی همين آقای حاج آقايی که امروز همراه با آقای کاظمی اعدام شدند، عکس ها و فيلم هايی را آقای کاظمی تهيه می کرده اند برای مجاهدين ارسال می کرده اند؟
بله.
يعنی کليه اقداماتی که ايشان انجام داده بودند، در همين حد بوده يا اين که اقدامات و فعاليت های ديگری هم در ميان بوده است؟
نه. هيچ نبوده است. همسر من حتی يک سوزن ته گرد هم زمان دستگيری با خودش همراه نداشته که مستحق دريافت حکم محاربه باشد. محارب طبق فقه اسلامی، به کسی اطلاق می شود که اسلحه سرد يا گرم همراه خود داشته باشد.
اما همسر من هيچ کدام از اينها را همراه خود نداشته است. اين ها را می گويم تا به داد بقيه زندانيان در بند برسيد. بقيه آنان هم تحت شديدترين فشارهای روانی هستند.حداقل مردم به داد ساير زندانيان برسند.
در مورد اجرای حکم نه به خانواده ما چيزی اعلام شده بود و نه به وکيل پرونده گفته بودند. نمی دانم چه ساعتی اين کار را انجام داده اند؟ در اين مورد هم اطلاعی ندارم.
يعنی از پيش هم به شما در اين مورد هيچ اطلاعی نداده بودند؟
نه خير.
وکيل پرونده آقای کاظمی تا پيش از اجرای حکم، اقدامی در مورد پرونده و يا توقف حکم اعدام انجام داده بودند؟
بله. چقدر ايشان زحمت کشيده بودند تا بتوانيم مرحله ديوان را پشت سر بگذاريم. وقتی حکم رای را گرفتيم خيلی خوشبين شديم و گفتيم که شايد در مرحله ديوان، قضات با همديگر شور کنند و به تصميم گيری جديدی برسند. شايد به اين نتيجه برسند که رای صادر شده اشتباه بوده است.
ولی متاسفانه در بدترين شعبه ديوان که همان شعبه ۳۱ است، قاضی سليمی حکم را تاييد کردند. اين حکم روز ششم مرداد ماه گذشته برای آخرين بار تاييد شد.
شما انتظار داشتيد که چنين اتفاقی بيافتد؟ يا اينکه احتمال ديگری می داديد؟
من از کسان ديگری که در داخل خود زندان بودند شنيدم که گفتند روز سه شنبه هفته گذشته همسرم را ساعت ۲ بعد از ظهر به بند ۲۰۹ منتقل کرده بودند و در آنجا از او می خواهند که مصاحبه کند.
اما بازجو می گويد که چه مصاحبه بکنی و چه نکنی، در هر صورت حکم اعدام تو اجرا خواهد شد. بعد هم او را به بخش اجرای احکام منتقل می کنند و داخل اجرای احکام او را تا آستانه اجرای حکم هم می برند. البته نمی دانم آيا او را بالای چوبه دار برده بودند يا خير؟ فقط تا پايين چوبه دار برده بودند؟ نمی دانم.
اما اين جور که معلوم بوده، قضيه جدی بوده است. اما دوباره او را به داخل بند بازمی گردانند.
يعنی يک بار ايشان را سه شنبه پيش تا مرحله اجرای حکم اعدام برده و برگردانده بودند؟
بله.
نگفتند که علتش چه بوده است؟
خير . من اطلاعی ندارم. چون من که در اين فاصله ايشان را نديدم.
آخرين باری که شما آقای کاظمی را ديديد کی بود؟
شنبه هفته گذشته.
وقتی با ايشان صحبت کرديد خود ايشان در مورد حکمی که برايشان صادر شده بود، چه می گفتند؟
می گفتند که اين مسائل را به کسی اطلاع نمی دهند. ابلاغ نمی کنند. مثلا
آقای سيادت که شب قبل از اجرای حکم او را به بند ۲۰۹ منتقل کرده بودند و صبح فردای آن روز حکمش را اجرا کردند.
همسرم معتقد بود که صدور اين حکم، سياسی است. او معتقد بود که با توجه به فشارهايی که در سال های اخير به رژيم وارد شده، و از آن جايی که دستشان به بچه های ساکن در کمپ اشرف نمی رسد، فشارشان را روی خانواده های زندانی و گروگان گرفته شده در ايران خالی می کنند، يعنی در واقع به يک شکلی دق دلی خود را سر آنها خالی می کنند.
اين در حالی است که حتی خود دستگاه قضايی هم بر اين باور بودند که کاری که آقای کاظمی کرده فقط تبليغ عليه نظام بوده است.
شما که همسر ايشان بوديد و از نزديک شاهد فعاليت هايشان بوده ايد ممکن است توضيح دهيد که آقای کاظمی چه فعاليت های خاصی انجام می دادند که مستحق اعدام شناخته شدند؟
همسر من تا روز آخر و تا زمان بازداشتشان داشتند زندگی عادی خود را می کردند. فقط ما يک خط تلفن داشتيم که هراز چندگاهی با آن شماره، با پسرمان حرف می زديم. من فکر می کنم اين حداقل حق من برای شنيدن صدای فرزندم بود. تنها مدرکی که از ما گرفتند همين شماره تلفن بود.
اما به فيلم و عکس و مدارکی از اين قبيل هم اشاره شده است؟
خود آقای کاظمی در بازجويی هايشان گفته اند که مثل همه افرادی که از تجمعات مردم فيلمبرداری و عکسبرداری می کردند، از اين مراسم عکس و فيلم گرفته اند. مثلاچند تا از عکس های مسعود رجوی را به ديوار نصب کرده و فيلمبرداری کرده اند و بعد هم آن را به عراق می فرستاده اند.
البته اين را خودشان هم نمی فرستادند . طبق متن بازجويی ها و اعترافاتشان، همه اينها را که آقای کاظمی تهيه می کرده اند، می داده اند به آقای حاج آقايی و ايشان ارسال می کرده اند.
يعنی همين آقای حاج آقايی که امروز همراه با آقای کاظمی اعدام شدند، عکس ها و فيلم هايی را آقای کاظمی تهيه می کرده اند برای مجاهدين ارسال می کرده اند؟
بله.
يعنی کليه اقداماتی که ايشان انجام داده بودند، در همين حد بوده يا اين که اقدامات و فعاليت های ديگری هم در ميان بوده است؟
نه. هيچ نبوده است. همسر من حتی يک سوزن ته گرد هم زمان دستگيری با خودش همراه نداشته که مستحق دريافت حکم محاربه باشد. محارب طبق فقه اسلامی، به کسی اطلاق می شود که اسلحه سرد يا گرم همراه خود داشته باشد.
اما همسر من هيچ کدام از اينها را همراه خود نداشته است. اين ها را می گويم تا به داد بقيه زندانيان در بند برسيد. بقيه آنان هم تحت شديدترين فشارهای روانی هستند.حداقل مردم به داد ساير زندانيان برسند.
Friday, January 21, 2011
به یاد مصدق
سالها از کودتای 28 مرداد می گذرد. یک اتفاق تاریخی که سرنوشت ملتی را رقم زده است. در پی این کودتا بود که حس نفرت از آمریکا در ایرانی ها به وجود آمد. ملی ترین و دموکراتیک ترین حکومت تاریخ ایران توسط کشوری سرنگون شد که سالهاست پرچمدار دموکراسی خواهی در جهان است. مصدق یک لیبرال معتقد به آزادی و دموکراسی بود که می گفت برای مصالح ملی باید از عقاید شخصی صرف نظر کرد. حرفی که لااقل 50 سال زودتر از آن چیزی گفته می شد که فهمیده شود. چرا که امروز می بینیم همه ی پول و امکانات یک کشور را کسانی برای تحمیل عقایدشان به دیگران هدر می دهند
Subscribe to:
Posts (Atom)



























